روزمره 28 خرداد / گوش کردن یا شنیدن؟

بنظرم «گوش کردن» یکی از مهم‌ترین جنبه‌های زندگی انسان هست. شاید حتی به نوعی یک تخصص محسوب بشه. اگر بتونیم به هر چیزی خوب گوش کنیم، مثلاً موقع یادگیری یا آموزش، قطعاً خیلی بهتر اون مفهوم رو درک خواهیم کرد. اما فکر میکنم زمانی که گوش کردن خیلی مهم‌تر هست، در تعاملات اجتماعی هست.

شخصاً در زندگی یکی از اخلاقیاتی که باهش مواجه میشم و انرژی منفی ازش می‌گیرم، زمانی هست که با انرژی و حسن نیت کاری رو انجام میدم یا برای شخصی موردی رو توضیح میدم و اون طرف خیلی الکی میگه «باشه باشه آره آره…» و بعد اصلاً انگار من اون مورد رو توضیح ندادم یا اون کار رو انجام ندادم….

خیلی اتفاق عجیبی هست در ذهنم. یک بی‌تفاوتی درک‌نشدنی هست از اون طرف که شاید خودش هم متوجه نباشه اما در چشم من بی‌ادبانه است. نمیدونم.

در نقطه مقابل، حداقل با افرادی که من در جوامع غربی سروکار داشتم، خیلی با دقت گوش میدن، نظر میدن، سوال می‌کنم و به چالش می‌کشن. این باعث میشه که من این حس رو‌ بگیرم که شخص مقابل ارزش قائل میشه و الکی نمی‌گه «ok, yeah, ok…»

گوش کردن با شنیدن فرق داره امیدوارم خوب بشنوم، اما بیشتر دلم میخواد خوب گوش کنم

همخوان کنید!

روزمره 20 فروردین / کشورهای اسکاندیناوی

سلام! سال نو با تاخیر زیاد مبارک اما دمب شما کماکان سچارک

چندباری از من راجع به کشورهایی مثل سوئد سوال شده بود برای همین توی دهنم بود همینجوری یکسری چبزمیز بنویسم راجبه کشورهای Scandinavia کلاً، که شامل سوئد، دانمارک و نروژ هستن.

این کشورها عموما سرد هستن و تابستون های کوتاهی هم دارن، اما در تابستون خیلی زیبا هستن، مخصوصاً نروژ!
در این کشورها درصد نفوذ زبان انگلیسی خیلی بالا هست هست که این امر کار و زندگی رو برای مهاجرین راحت تر می‌کنه.
همینطور تصور من این هست که حداقل سوئد از لحاظ زیرساخت و امکانات زندگی نسبت به آلمان بهتر هست. (همینطور مثلاً هلند که خب یک مطلب دیگه می‌طلبه). علتش هم تاحدودی واضح هست: جمعیت! این کشورها هم کوچیک تر هستن و هم جمعیت خیلی خیلی کمتری دارن نسبت آلمان.

ولی نکته‌ی خیلی خیلی مهمی که در نظر من خیلی به چشم میاد tolerance مردم کشورهایی مثله سوئد و هلند در همزیستی با خارجی هاس. نه اینکه مثلاً آلمان اینطور نبوده باشه اما من حس میکنم رفتار مردم این کشورها دوستانه تر هست. ادامه خواندن “روزمره 20 فروردین / کشورهای اسکاندیناوی”

همخوان کنید!

سبکی نه چندان جدیدی از کلاهبرداری در آلمان

مراقب تلفن هایی که بهتون میشه باشید!

جدیدا به بهانه بیمه زنگ میزنند و بهتون میگند که میخواهند مقداری از پول بیمه رو پس بدند و از شما کلی اطلاعات و حساب بانکیتون و میخواند و ادامه ماجرا. بعد یهو میبینید که ماهیانه از حسابتون داره پول داره کم میشه .چرا ؟
چون اونها با شما قرارداد بستند و شما روحتون خبر نداره. جالبه که تو آلمان پشت تلفن هم بله رو بگید حکم امضا داره و دولت هم حمایت میکنه از این کلاهبردارها و دست شما به جایی بند نیست.

یا باید وکیل بگیرید که اونم پولش کم نیست (البته بیمه Rechtsversicherung اگر داشته باشید زیاد جای نگرانی نخواهد بود). این کلاهبرداران عزیز میگردند خارجی ها رو پیدا میکنند و چون میدونند احتمالاً طرفوشن زیاد زبان بلد نیست، براشون نامه های عجیب و غریب میفرستند یا بهشون تلفن میزنند و راحت سرشون رو کلاه میگذارند.

خلاصه مراقب تلفن ها باشید و پشت تلفن همین جوری به هر کسی Ja نگید.

به این کسانی که تو خیابون هم ایستادند و دستشون کاغذ و فرم هست اصلا اعتماد نکنید! گول لبخندشون رو نخورید والکی نرید جلو فرم ها رو امضا نکنید تا مطمین نشدید.

یکی از راه حل های سریع که اون هم تا دوهفته وقت دارید باید سریع قرارداد رو کنسل کنید وگرنه گاهی تا مدت های طولانی از حسابتون پول کم میشه.

همخوان کنید!

زندگی در آلمان – 8 نکته‌ی کوتاه!

وقتی از ایران میپرسن اونجا چجوریه و یا زندگی در آلمان چطوره، میمونم چی بگم اما این چیزا براتون عادی میشه! خودم که تا قبل اینکه بیام آلمان فکر میکردم آلمان یه لابراتوار بزرگ هست همه دارن تحقیق میکنن

یک؛ اول از هرچیزی به این فکر میکنی آیا پول اتوبوس و مترو بصرفه هست یا نه؟ البته اگر دانشجو باشی که کارت دانشجویی داری! ولی یه نگاه میکنی میبینی اگر مسیر نسبتا کوتاه هست و لاین دوچرخه هم تو خیابون هست، پس اول میری دوچرخه میگیری. خیلی ها هم در آلمان به این روش حمل و نقل میکنند. جالبه بدونین در هلند شهری وجود داره که تردد ماشین ممنوع هست، فقط 

دو؛ اینجا زمان خیلی زود میگذره طوری که باورت نمیشه! من خودم ایران در طول روز دانشگاه میرفتم! کار میکردم! ناهار و استراحت داشتم! مامان بزرگم رو سر میزدم! یه خیابون گردی هم داشتم! تازه انقدر شب وقت داشتم که تورنت بازیم شروع میشد اما اینجا صبح بلند میشی سرتو برمیگردونی میبینی شب شده! خلاصه تعجب نکنید. ادامه خواندن “زندگی در آلمان – 8 نکته‌ی کوتاه!”

همخوان کنید!

روزمره 15 بهمن ۱۳۹۵ / آخ دستم سوخت!

یه مدته خیلی اخبار بد و دلگیر میاد…. نمیدونم…
پلاسکو، بَهمن، کولبَر، ترامپ، آدمایی که ما باهشون کلی خاطره داریم و یهو میرن مثه حسن جوهرچی و …. یا پناهنده‌هایی که هر روز خبر غرق شدنشون توی آب یا لرزیدن و مرگشون توی سرما میاد…. حیف.

چند روز قبل یکم آبِ داغ ریخت روی دستم و گفتم “وای چه داغ بود”… بعد سریع ذهنم رفت پیش اون طفلک‌هایی که توی پلاسکو….

یکی از آشنایانم اخیراً رفته بوده یک شیرخوارگاه تا کودکی رو به سرپرستی قبول کنه. میگفت وقتی میری داخل همه میان سمتت که بغلشون کنی…. دوس دارن به یکی بگن مامان به یکی بگن بابا….

عجیب دنیایی شده… یکی با تریلی از روی آدما رد میشه، یکی با قَمه میره دم درِ موزه لور، یه‌ورِ دیگه یکسری آدم بی‌عقل با جون انسان‌های بیگناه بازی میکنن و به اسم دین کارهایی میکنن که حتی قابل دیدن نیست.

همیشه این اخبار رو که می‌شنوم، به خودم میگم فرق من با اون بنده‌های خدا چیه… یک بچه‌ی کوچیک رو آب می‌بره رو میاره لب ساحل، اون طرف یکی فکر خودشه که وای من کسی رو راه ندم. یکی نیست بگه خیلی از این اتفاقات رو وقتی برگردی به تاریخ می‌بینی خودتون باعثش بودین و تمدن خیلی از این کشورها رو نابود کردین. چرا دنیا اینجوریه؟

قدیما که اینترنت نبوده و انفدر اخبار و وسایل ارتباطی و … آدما انقدر خبر بد نمیشنیدن. از یه طرف خوبه از یه طرف بد. واقعاً درسته که میگن وقتی بیشتر میدونی بیشتر ناراحتی داری.

بنظرم مهم اینه که نباید امیدمون رو از دست بدیم. زندگی همینه و همیشه همین بوده؛ و این ما هستیم که باید سعی کنیم باهم خوب باشیم. ما انسان ها، ما هستیم که جوامع رو تشکلی میدیم، می هستیم که میریم توی دولت‌ها، توی ارتش‌ها، توی گروه‌ها و ما!

خودم رو میگم: مهم اینه که راه درست رو انتخاب کنم، سعی کنم خوب باشم، به عقل و منطق رجوع کنم و کاری که فکر میکنم خوبه رو انجام بدم. قدر لحظات و اطرافیانم رو بدونم و از فرصت ها استفاده ی صحبح و بهینه کنم. به این فکر کنم که آیا پول، مقام یا شهرت ارزشش رو داره. به فکر خودم نباشم و سعی کنم اگر کسی ازم کمک میخواد، یا خودم فکر میکنم ممکنه کمکی از دستم بر بیاد، برم جلو و انجام بدم.

یهو حس کردم باید اینارو بنویسم. ببخشین اگه ناراحتتون کردم. جمعه اتون بخیر و قدر هم رو بدونیم 🙂

همخوان کنید!